الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
561
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
( 352 . ) مدرك اين سخن در ذيل كلام ( 44 ) گذشت و گفته شد كه مراد از آن گروه « خريت ابن راشد » و طرفداران او مىباشند كه جريان آن را در جلد اول ذيل شماره 137 ص 435 بطور فشرده آورديم و اما اين كه شخصى كه امام وى را براى آگاهى از وضع « خريت » فرستاد چه كسى بود طبق آنچه در شرح خوئى آمده « عبد اللّه ابن قعين » بوده است . ( 353 . ) طبق نقل « ابن ابى الحديد » اين آخرين خطبهاى است كه امام ( ع ) ايستاده ايراد فرموده است . ( شرح ابن ابى الحديد ابن ابى الحديد - شرح نهج البلاغه - ج 10 ص 112 ج 10 ص 112 ) وى از « جوهرى » در « صحاح » نقل مىكند كه : « نوف بكالى » دربان امام على ( ع ) بوده و « بكالى » اسم قبيلهاى از « حمير » مىباشد ( ص 77 ) « زمخشرى » در كتاب « ربيع الابرار » 1 زمخشرى - ربيع الابرار - قسمتى از آن را تا « فاطال البكاء » آورده و قسمت اخير آن را نيز بدون هيچ مقدمهاى ذكر كرده است . « ابن شاكر ليثى » در كتاب « عيون الحكم و المواعظ » 1 ابن شاكر ليثى - عيون الحكم و المواعظ - او ز « لم يولد سبحانه فيكون فى العز » تا « و اظلم بظلمته كل نور » آورده « ابن اثير » لغات پيچيده اين خطبه را در جزء دوم « نهايه » 1 ابن اثير - نهايه - جزء دوم ص 145 و 198 ص 145 و 198 نقل كرده است . ( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 2 ص 451 ج 2 ص 451 ) ( 354 . ) به شرح حال چند نفر توجه كنيد : 1 - « جعدة ابن هبيره » پسر خواهر على ( ع ) بوده و مادرش « ام هانى » است « جعده » مردى شجاع و دانشمند بود و از طرف امام ( ع ) والى خراسان گرديده . او و